الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

462

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

در حالى كه پيشامدها گاهى به صورت رعد و گاهى بگونهء برق با ناگواريها مىگذرد و توجه ندارد براى روزگار ، آدم باتجربه و كارآزموده با شخص افسرده و غمگين هيچ تفاوتى ندارد نه سودى دارد و نه مىداند [ 1 ] . پس اگر پروردگارم مىخواست ، ستيزه جو نبودم در حالى كه خواستار فضايل و افتخار نهايى هستم براى بعضى از مردم ، به اميد بخشش آنها كرنش كردم در حالى كه با زور و جبر خواستهء انسان را نمىدهند و چون ديدم كه شخص خوش‌رويى مىكند و اين خوش‌رويى را وسيلهء اندوختن طلا مىسازد به زندگى موجود بسنده كردم و به خانه‌ام بازگشتم و همدم درس و مطالعه شدم . » جاحظ ، كه يكى از مفاخر عصر خود بود ، رنج و اندوهى را كه گرفتار بوده است در اين اشعار مجسّم كرده و در سراى بىارزش و خوار دنيا با قناعت زندگى كرده در حالى كه براى نادانان و سفلگان همه نوع وسايل رفاه و انواع نعمتها فراوان بوده است . و سرزنش او بر روزگار آنگاه افزون شد كه او را به اميد بخشش و نيكيشان وادار به كرنش كرد ، ليكن او وقتى كه فهميد ، بدين وسيله كرامت خود را از دست مىدهد ، منصرف شد و به علم و دانش رو آورد . . . اگر چون جاحظ كسى كه از بزرگان علماى عصر خود بوده دچار چنين وضعى از تيره روزى و فقر باشد ، پس حال ديگر اديبان و اهل دانش چگونه بوده است تا چه رسد به تودهء مردم مستمندى كه هيچ چاره‌اى نداشتند ! از جمله ادباى آن روزگار ، يعقوب بن يزيد تمّار بود كه منزل مسكونيش دولتى بود و دوماهه ، هفتاد درهم اجاره بها مىپرداخت و توانايى پرداخت آن مبلغ را نداشت ، از اينرو وضع ناهنجار خود را در اشعار زير بيان كرده است : يا رب لا فرج مما اكابده * بسر من رأى على عسرى و اقتارى

--> [ 1 ] احتمال دارد كه عبارت « لا يريش و لا يبرى » باشد كه مثل معروفى است و در مورد چيزى گفته مىشود كه نه زيانى دارد و نه سودى - م .